پول مردم را زدن در جیب، دزدی، اخـــــتلاس گاه در انظار و گاهی هم نهان! تکراری است
مثل داورها که سوتی هایشان تکراری است
درفشانی های برخی همچنان تکراری است
یـــــک نفر فکری به حالٍ این مجردها نــــــکرد
در به در گشتن پی جا و مکان تکراری است!
در نگاه ٍ مـــــردم یارانـــــه خور! ایـــــــن روزها
گردش روز و شـــب و تکرار آن تکراری اســــت
خنده بر لب های محرومان نشاندن مشکل است
دیدنٍ لبـــخندٍ از ما بهــــتران تکــــراری اســت
آن تعارف های صاحــب خانه را جـدی نگــــیر
این که می گوید کجا؟ امشب بمان! تکراری است
در خــــیابان های شــــهرم، روز روشن دیدنٍ
خودفروشی بابت یک لقمه نان تکراری است
توی این کشـــور که خوابیده است بر روی گسل
مطمئناْ هی تکان پشت تکان تکراری اســــت
خنده ام می گیرد از اخبار! اما چاره چیــــست
جوک شنیدن از مقامات و سران تکراری است
پول مردم را زدن در جیب، دزدی، اخـــــتلاس
گاه در انظار و گاهی هم نهان! تکراری است
قصد مطرح تر شدن داری اگر، شعــری نخوان
شعر خوانی در حضور این و آن تکراری اسـت