، ارج نهادن به ارزش هاي انساني و به ياري طلبيدن افرادي كه به نوعي با سازمان در ارتباط اند. دوم، رسيدن به هدف هاي از پيش تعيين شده به كمك همين افراد.

 

اين هدف ها بر چند اصل اساسي استوار است:

  1. هر فرد عضو سازمان جزئي از يك ماشين بزرگ به حساب نمي آيد بلكه انساني برخوردار از قدرت تفكر، هوش و استعداد و تجربه هاي گرانقدر است كه هر گاه زمينه ها و شرايط مساعد فراهم شود، مي تواند همه چيز را به نفع خود و سازمان خود تغيير دهد.
  2. هر كار لزوماً به بهترين و مفيدترين حالت ممكن انجام نمي شود و بي ترديد مي توان هر كار معين را به گونه اي بهتر انجام داد و بهبود مستمر در انجام كار  به كمك اعضاي مجموعه به صورت گروهي انجام مي شود.
  3. مشاركت كاركنان كمك مي كند تا مديريت از بسياري كارهاي جزئي آسوده شود و به كارهاي اساسي بپردازد.

 

يكي از عوامل مهم رشد و توسعه كشورها، اهميت دادن به فكر و انديشه نيروي انساني و استفاده صحيح از آن است و يكي از بهترين راههاي استفاده از فكر بشر و اين سرمايه بزرگ خلقت، اجراي نظام پيشنهادهاست.

 

فلسفه بکارگیری نظام پیشنهادها را می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

  • ارج نهادن به فضایل و توانایی‌های انسان در محیط کار و برخورد با مشکلات کاری
  • افزایش حس تعلق سازمانی در کارکنان
  • همسو کردن اهداف کارکنان با اهداف بنگاه
  • اشاعه فرهنگ مشارکتی و همکاری جمعی در حل مشکلات و بهبود روابط کاری و رفتار سازمانی

 

ويژگي‌هاي يك نظام پيشنهادهای موفق را مي‌توان به شرح زير بيان كرد:

  • شركت فعال كليه كاركنان سازمان در ارايه پيشنهاد
  • به‌حداقل رساندن بروکراسی و سهولت ارائه پيشنهادها از طريق فرم هاي مخصوص
  • سهولت روش‌هاي ارزيابي و تعيين پاداش‌ها
  • سهولت و ساده بودن آيين‌نامه‌ها و دستور العمل‌هاي پرداخت جوايز
  • شموليت پيشنهادهاي ارايه شده توسط كاركنان در تمامي زمينه‌ها
  • سمت‌گيري پيشنهادهاي ارايه شده به سمت پيشنهادهاي گروهي
  • كم بودن زمان ارزيابي و دادن جواب به پيشنهاددهنده
  • مشاركت پيشنهاددهندگان در اجراي پيشنهادها
  • هم راستا بودن پیشنهاد با اهداف، وظایف و اختیارات سازمان و امور کاری پیشنهاددهنده و یا واحدهای مرتبط
  • صرفه‌جویی در هزینه‌ها، بهبود کیفیت خدمات و یا بهبود سیستم‌ها در اثر اجرای پیشنهاد
  • ارائه مستندات کافی به صورت منطقی، شفاف و منظم همراه پیشنهاد

 

اهداف و منافع اجرای این نظام ارائه دهیم، موارد زیر قابل ذکر هستند:

  1. استقرار و توسعه محیط خلاق در تمامی سطوح سازمان
  2. تقویت فرهنگ و حس تعلق سازمانی
  3. گسترش حوزه تفکر، تعمیق و نهادینه نمودن بهبود مبتنی بر تغییر
  4. گسترش سطوح یادگیری سازمانی
  5. بهره‌گیری از پیشنهادهای سازنده و مؤثر سازمانی در راستای فعالیت‌های بهبود
  6. شناسایی و تقویت منابع خوشفکر و خلاق
  7. همراستا سازی اهداف فردی و سازمانی
  8. استفاده از راهکارهای حل مسئله با کمترین هزینه
  9. مشارکت کارکنان در تصمیم‌سازی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها
  10. آگاهی مدیریت از میزان توانایی‌های بالفعل و بالقوه کارکنان
  11. ارج نهادن به شخصیت وجودی و شأن و منزلت انسان‌ها از طریق ایجاد فضای مناسب برای بروز خلاقیت‌ها و استعدادهای آنان
  12. بهبود کار سازمان، افزایش بهره‌وری و کیفیت، کاهش هزینه ها و ضایعات
  13. تقویت و بهبود ارتباط میان کارکنان و سازمان و ایجاد حس اعتماد متقابل
  14. ایجاد شرایط مناسب برای کار و فعالیت و حذف موانع در مشارکت فراگیر کارکنان
  15. افزایش انگیزش در کارکنان، تشویق روحیه کاری و افزایش قابلیت حل مسأله
  16. اشاعه فرهنگ مشارکتی و همکاری دسته جمعی در حل مشکلات و بهبود روابط کاری و رفتار سازمانی
  17. اصلاح و بهبود مقررات، آئین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های کاری، ساختار سازمانی، گردش کار و نظام تصمیم‌گیری

 

- نتیجه گیری

با مشارکت دادن کارکنان در امر سازمانی می توان نتایج و پیامدهای همه جانبه ای را برای سازمان و کارکنان آن فراهم آورد. در نظام مشارکت سازمانی، مدیران و کارکنان به تبادل نظر با یکدیگر می پردازند و همین امر منجر به ایجاد محیطی دوستانه و توام با اعتماد اطمینان متقابل در سازمان می و شود. کارکنان با مشارکت در کارها، خود را در سود و زیان سازمان سهیم می سازند و همه تلاش خود را با کمک مدیران جهت افزایش کارآیی و اثربخشی سازمانی به کار می گیرند. د