در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
یا حق![]()
![]()
هرگزم نقش تو از لوح دل وجان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد پر نکشد وز سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است
برود از دل من وز دل من آن نرود
آنچنان مهرتوام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند از پی درمان نرود
+ نوشته شده در بیست و نهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|