دوباره شعله های غم، به دل شرار می زند

دلم به یاد روی تو، دوباره زار می زند

کجاست کفش های من، که نیست طاقتی به تن

کسی مرا به کوچه ها، دوباره جار می زند

خراب لحظه ها منم، گرفته شور دامنم

چه زخم هابه سینه ام که انتظار می زند

هزارزخم خورده ام، هزاربارمرده ام

هنوزاین شکسته دل، به کارزار می زند

هزاربار رفته ام، به دارعشق و بازهم

 خرام ونازِِِِِ قامتت، دلم به دارمی زند

به جان غریوو ولوله،سری وعقلِ صددله

نگاه مست تو ولي، به دل هوارمی زند

شدم ملول زین خزان، ازین خزان سرگران

بیا که شورو شوق من، دَرِِبهارمی زند

بیا، بیا که خسته ام، بیا که دل شکسته ام

بیا که دل به شوق تو، چه بی قرارمی زند

فتاده شوردر سرم، گرفته باز خاطرم

مگرکسی به چنگ غم، به سیم تارمی زند؟