رويا
هر شب کنار پنجره ، به خونه تون زل مي زنم
باگريه هاي بي صدام ، به روياهات پل مي زنم
.
..آروم کنارت مي شينم ،سر روي شونه م مي زاري
بهت مي گم دوست دارم ، بهم مي گي دوسم داري
حريرموهاي تو رو،به آرومي ناز مي کنم
تو روبـــروم می شینـــی و،هـــواي آواز مي کنـــم
با گريــه مي خونـــم بـــرات،عاشقتــــرين تروونه مو
مي خندي و پاک مي کني،اشکاي روي گونه مو
دست توي دستام مي زاري،گُر مي گيره همه تنم
نگاه به چشمات مي کنم،بوسه به دستات مي زنم
خيره مي شي توي چشام،می گی که پیشم می مونی
با آتیش مهــربـــونیــــت ، يلداهامو می سوزونـــی
.
.وقتي که شب سحر مي شه،کابوس تنهايي مياد
رويام به آخر مي رسه،چشام بازم گريه مي خواد
+ نوشته شده در سی و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|