شوریده تر ازسیل بهارم چه توان کرد

درهیچ زمین نیست قرارم چه توان کرد

شیرازه نگیرد به خود اوراق حواسم

بر هم زده ی زلف نگارم چه توان کرد

صائب تبریزی