دوست داشتن از عشق از: "شهید دکتر علی شریعتی"
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،زیرا عشق جلوه ای از خودخواهی و روح تاجرانه یا جانورانه ی آدمی است؛و چون خود به بدی خود آگاه است،آن را در دیگری می بیند،از او بیزار می شود و کینه بر می گیرد.اما دوست داشتن،دوست را محبوب و عزیز می خواهد و می خواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست در خود دارد،داشته باشند،که دوست داشتن جلوه ای از روح خدایی و فطرت اهورایی آدمی است؛و چون خود به قداست ماورایی خود بیناست،آن را که در دیگری می بیند،دیگری را نیز دوست می دارد و با خود آشنا و خویشاوند می یابد.
(کویر/108)
دوست داشتن از عشق برتر است.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد،دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد!